ای کاش .میشد خواند وخواند وخواند .

ای کاش .میشد خواند وخواند وخواند .
برای تو خورشید .


من درد در رگانم٬
حسرت در استخوانم ٬
چیزی نظیر آتش در جانم پیچید .
سر تا سر وجود مرا گویی چیزی بهم فشرد
تا قطره ای به تفتگی خورشید جوشید از دو چشمم .
از تلخی تمامی دریاها در اشک ناتوانی خود ساغری زدم.
دیدگاه ها (۲)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p1اواخر تابستون بود. حدودا پنج دقیقه ای ...

من درد در رگانمحسرت در استخوانمچیزی نظیر آتش در جانم پیچیدسر...

من درد در رگانم حسرت در استخوانم چیزی...

مندرد در رگانمحسرت در استخوانمچیزی نظیرِ آتش در جانم ...

من درد در رگانم٬حسرت در استخوانم ٬چیزی نظیر آتش در جانم پیچی...

سرتاسر وجود مرا گويي چيزي به هم فشردتا قطره اي به تفتگي خورش...

من‌درد‌ در‌ رگانم..حسر‌ت‌در‌‌ استخوانم..چیزی‌نظیر‌ آتش‌در‌جا...

من درد در رگانم٬حسرت در استخوانم ٬چیزی نظیر آتش در جانم پیچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط