ای که مهجوری عشاق روا می‌داری

ای که مهجوری عشاق روا می‌داری
عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری

تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا می‌داری

دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا می‌داری

ساغر ما که حریفان دگر می‌نوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا می‌داری

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری

حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا می‌داری


حافظ
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه ها

ای که مهجوری عشاق روا می‌داری...!!

ای که مهجوری عشاق روا می‌داریعاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری...

اي که مهجوري عشاق روا مي داريعاشقان را ز بر خويش جدا مي داري...

تشنه بادیه را هم به زلالی دریاببه امیدی که در این ره به خدا ...

#اے_اے_اےای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است ک...

حافظ » غزلیات ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط