ای در دل من رفته چو خون در رَگ و پوست

ای در دل من رفته چو خون در رَگ و پوست

هـرچ آن به سر آیدم زِ دست تو نِکوست...


دیدگاه ها (۱)

ویسگون ها شب بخیر بی رُخ آن گُل دلـــم به جان آمددِگر از جان...

بار خود را بستم ، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون تا ته کوچه شک...

مـــرا و یاد تـو بگذار و کنجِ تنهاییکه هر که با تو بهخلوت بُ...

آمدنت مرا عاشـــق کردرفتنت شاعــــر!چه خوش‌قدم بودی جاانا❣

عاشقانه های شبنم

چو خیالت ای مه من بر دل ما گذرد ز سرم از ژاله غم موج بلا گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط