اجازه میدهی آرزویت کنم !؟؟

اجازه میدهی آرزویت کنم !؟؟
من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم...
بگذار دلخوشِ رویاهایم باشم بگذار همه بگویند

بیچاره-دیوانه-شده

من کاری با این حرف ها ندارم فقط-میخواهم
صبح ها زودتر از تو بیدار شوم موهایت را شانه کنم
دکمه های پیراهنت را ببندم
دستم را روی صورتت بکشم..
واااای دستم را رویِ صورتت بکشم...
یعنی تا این حد اجازه دارم در رویاهایم نزدیکت شوم !؟؟
من اصلا از تو وقعِ محبت هم ندارم
میدانی دوست داشتنِ تو نیازِ من است
مثلِ نیازِ ماهی به آب من بدون دوست داشتنت میمیرم
در این خشکیِ مطلق ...
اصلا من برایِ شعرهایم به تو نیاز دارم ...
باید هر موقع که کم می آورم لب-هایت را زیر و رو کنم
شعر هایِ زیادی است لا به لای ِ صورتیِ شیرینش..
چشم-هایت، چشم هایت که اصلا زندگی است
نباید شعرش کرد باید کشید
و از دور نگاه کرد و مست-شد ...

#حالا-اجازه-دارم-آرزویت-کنم !!؟؟
دیدگاه ها (۱)

خیلی جالبه 😭 😭 گُفتند،فُلان چیز مثل زهرِ مار تلخ بــود..یاهو...

آدم وقتی دلش میگیردباید گوشی را برداردکف اتاق دراز بکشدشماره...

‎مثلا بگویی‎میشود امروز من موهایت را شانه کنم؟‎چشمانم از شوق...

تقدیم به عاشقهای لجبازتمام ذرات عالم و کاینات به "نوازش" احت...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط