Draco
Draco
𝟏/𝟑
~ساعت 10 صبح کلاس معجون سازی~
&به بغل دستیت که دوست پسرت بود نگاهی کردی سرشو روی میز گذاشته بود و کاملا به درس بی توجه بود
ا.ت:اهممم
دریکو:هوم؟
ا.ت:هیچی...فقط خواستم بگم مثل دفعه قبل قرار نیست برات جزوه بنویسم
دریکو:داری تهدیدم میکنی؟
ا.ت:فقط خواستم گفته باشم
&بی توجه به حرفت دوباره سرشو گذاشت روی دستاش که روی میز بودن
ا.ت:{زیر لب گفتی} پسره لجباز
دریکو:پرنسس صدات داره میاد حواست باشه
&حرفی نگفتی و ساکت شدی روی درس تمرکز کردی همین که خواستی یکم حواست رو جمع کنی که یه تیکه کاغذ بصورت یه پرنده به سمتت پرتاب شد از سمت گریفیدوری ها بود بازش کردی بالای صفحه نوشته بود هری
نامه:گیر یه ادم لجباز افتادن واقعا سخته نه؟
&نامه رو پاره کردی و همین باعث شد دریکو سرشو بلند کنه
دریکو:اتفاقی افتاده پرنسس؟
ا.ت:نه
&کلاس تموم شد به سمت سرسرا رفتی رفتار های هری برات عجیب بود چرا باید برات نامه بنویسه؟ همینطوری داشتی میرفتی که به دریکو خوردی و افتادی روش محکم گرفتد
دریکو:حالت خوبه؟
ا.ت:اره خوبم
نظرتون چیه خوب شده؟
𝟏/𝟑
~ساعت 10 صبح کلاس معجون سازی~
&به بغل دستیت که دوست پسرت بود نگاهی کردی سرشو روی میز گذاشته بود و کاملا به درس بی توجه بود
ا.ت:اهممم
دریکو:هوم؟
ا.ت:هیچی...فقط خواستم بگم مثل دفعه قبل قرار نیست برات جزوه بنویسم
دریکو:داری تهدیدم میکنی؟
ا.ت:فقط خواستم گفته باشم
&بی توجه به حرفت دوباره سرشو گذاشت روی دستاش که روی میز بودن
ا.ت:{زیر لب گفتی} پسره لجباز
دریکو:پرنسس صدات داره میاد حواست باشه
&حرفی نگفتی و ساکت شدی روی درس تمرکز کردی همین که خواستی یکم حواست رو جمع کنی که یه تیکه کاغذ بصورت یه پرنده به سمتت پرتاب شد از سمت گریفیدوری ها بود بازش کردی بالای صفحه نوشته بود هری
نامه:گیر یه ادم لجباز افتادن واقعا سخته نه؟
&نامه رو پاره کردی و همین باعث شد دریکو سرشو بلند کنه
دریکو:اتفاقی افتاده پرنسس؟
ا.ت:نه
&کلاس تموم شد به سمت سرسرا رفتی رفتار های هری برات عجیب بود چرا باید برات نامه بنویسه؟ همینطوری داشتی میرفتی که به دریکو خوردی و افتادی روش محکم گرفتد
دریکو:حالت خوبه؟
ا.ت:اره خوبم
نظرتون چیه خوب شده؟
- ۲۲.۸k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط