نمی دانم تو را امشب بِه دِل مهمان کنم یا نه؟
نمی دانم تو را امشب بِه دِل مهمان کنم یا نه؟
همه درد وغم ِخود را به تو عنوان کنم یا نه؟
تمام ِنامه هایی که به تو دادم نخواندی را
من امشب از نگاه ِتو کنون پنهان کنم یا نه؟
چگونه میشود روزی تو در آغوش ِمن باشی
درآغوشت من این جان را بتوقربان کنم یانه؟
میان جمع ِ گل ها تو گل زیبای ِمن بودی
تو را خوشبوترین عطر ِگل ِکاشان کنم یا نه؟
چه پُل هایی به سوی تو زدم نزدیک توباشم
همه پل های ِپشتم را بگو ویران کنم یا نه؟
بیا نزدیک ِمن بنشین بگو حرف ِدل ِخود را
من آیا شکر ِاین وصلت به آن یزدان کنم یانه
همه درد وغم ِخود را به تو عنوان کنم یا نه؟
تمام ِنامه هایی که به تو دادم نخواندی را
من امشب از نگاه ِتو کنون پنهان کنم یا نه؟
چگونه میشود روزی تو در آغوش ِمن باشی
درآغوشت من این جان را بتوقربان کنم یانه؟
میان جمع ِ گل ها تو گل زیبای ِمن بودی
تو را خوشبوترین عطر ِگل ِکاشان کنم یا نه؟
چه پُل هایی به سوی تو زدم نزدیک توباشم
همه پل های ِپشتم را بگو ویران کنم یا نه؟
بیا نزدیک ِمن بنشین بگو حرف ِدل ِخود را
من آیا شکر ِاین وصلت به آن یزدان کنم یانه
- ۵۴۵
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط