چای داغی ک دلم بود به دستت دادم آنقدر سرد شدم از دهنت ا

چای داغی ک دلم بود به دستت دادم آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم
دیدگاه ها (۳)

تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی اندوه بزرگیست زمانی ک نباشی

...

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد ...

شهر من از شمال با کوه ها میرقصدازجنوب باکولی ها... شهرمن از ...

گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهدجز گپ ریز ریز با مادرمهی من حرف بز...

دلم ریواچ میخواداما انقدر دقیق دیدمش حفظش شدم نمیتونم با ذوق...

اینو دیدین؟♥️♥️♥️😄خیلی خوشگله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط