چندپارتی دراکو.(درخواستی)
چندپارتی دراکو.(درخواستی)
تو مرگخوار شدی ولی بهم نگفتی.
اومد جلو و نفس عمیقی کشید.
چرا بهم نگفتی؟<بدون هیچ احساسی>
چون میترسیدم طردم کنی و ازم فاصله بگیری.
دخترک دستشو دور صورت دراکو قاب کرد:عزیزدلم معلومه که طردت نمیکنم.
دراکو با خوشحالی گفت:واقعا داری میگی؟یعنی...یعنی تو از من نمیترسی؟
دخترک خندید:چرا باید ازت بترسم؟تو همون دراکوی قبلی که من عاشقش بودم.
دراکو خندید و دخترو بغل کرد.
و دختر هم متقابل دخترو بغل کرد.
اونا باهم خوشحال بودن.
و به هم ثابت کردن که...
عشق که تغییر نمیشناسه.
دراکو مرگخوار شد!اما...
دخترک مثل همون دفعه اول حتی بیشتر هم اونو دوست داره.
عشق اگع واقعی باشه.
هیچی براش مهم نیست.
و در اخر اونا باهم به کافه سه دسته جارو رفتن و باهم کلی وقت گذروندن.
....
end
تو مرگخوار شدی ولی بهم نگفتی.
اومد جلو و نفس عمیقی کشید.
چرا بهم نگفتی؟<بدون هیچ احساسی>
چون میترسیدم طردم کنی و ازم فاصله بگیری.
دخترک دستشو دور صورت دراکو قاب کرد:عزیزدلم معلومه که طردت نمیکنم.
دراکو با خوشحالی گفت:واقعا داری میگی؟یعنی...یعنی تو از من نمیترسی؟
دخترک خندید:چرا باید ازت بترسم؟تو همون دراکوی قبلی که من عاشقش بودم.
دراکو خندید و دخترو بغل کرد.
و دختر هم متقابل دخترو بغل کرد.
اونا باهم خوشحال بودن.
و به هم ثابت کردن که...
عشق که تغییر نمیشناسه.
دراکو مرگخوار شد!اما...
دخترک مثل همون دفعه اول حتی بیشتر هم اونو دوست داره.
عشق اگع واقعی باشه.
هیچی براش مهم نیست.
و در اخر اونا باهم به کافه سه دسته جارو رفتن و باهم کلی وقت گذروندن.
....
end
- ۶۶۷
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط