خواب بودم یک ندا آمد منم لیلای تو

خواب بودم یک ندا آمد منم لیلای تو

بی مُرُوَّت آن که می گفتی منم شیدای تو

ای که دایم از جفا کاریِ من دم می زنی

کو کجایی آمدم کو آن همهِ هیهای تو؟

آرزویت بود در خوابت بیایم؟ ...آمدم

هرچه می خواهی بپرس از من...منم رویای تو

عشق گفتی؟ عشق باید هر دو سر باشد ببین

من از اوَّل هم نبودم وصله و همتای تو

هی نگو دارم عذابی می کشم ،از دوری ات

سخت می بینم شوم من باز هم،همپای تو

گفته بودی نخ به نخ پاکت به پاکت می کشم

"هم غمت هم غمزه ات هم بی محلی های تو"؟

من نمی آیم تو بس کن دود و دم را خوب نیست

رنگ مشکی هم نمی آید به آن لب های تو
سرگشته
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

پارت ششم ته. داداش کجا بودی میدونی چقدر دیر کردی الا. ات چی ...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

𐙚🦋 پارت اول — «هم‌تیمیِ غیرممکن» 🦋𐙚ویو آتصدای همهمه‌ی بچه‌ها...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۳صدای قدم‌های نگهبان‌ها در راهرو...

پارت 47کای هنوز گوشی رو کنار گوشش نگه داشته بود.چند لحظه فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط