ابن اسحاق در شهامت رسول خدا صلی الله علیه و آله می نویسد:
ابن اسحاق در شهامت رسول خدا صلی الله علیه و آله می نویسد: آن حضرت هنگامی که در میان عدّه ای از صحابه در اثر شدّت جراحات بی حال افتاده بود، گروهی از مشرکان به سرپرستی خالدبن ولید از کوه بالا رفتند. رسول خدا صلی الله علیه و آله با مشاهده آنان گفت: «أللّهمّ لا ینبغی لهُمْ أن یَعْلُونا»؛ «خدایا! سزاوار نیست که مشرکان در جایگاه بالاتر از ما مسلمانان قرار گیرند.» همین توجّه و گفتار رسول خدا موجب گردید که عدّه ای از مسلمانان به گروه مشرکین حمله بردند و از کوه سرازیر کردند و متفرقشان ساختند.(12)
به هر حال در اوج شدّت جنگ، یکی از مشرکین به نام عبداللّه بن قمئه رسول خدا را با سنگ مورد اصابت قرار دارد و در اثرِ آن، پیشانی و بینی آن حضرت به شدّت مجروح شد و دندانش شکست و لب مبارکش شکافت.
ابن اسحاق می گوید در این حال که رسول خدا صلی الله علیه و آله خون از صورتش پاک می کرد، چنین می فرمود:
«کیف یفلح قومٌ قد خضبوا وجه نبیّهم وهو یدعوهم الی ربّهم».(13)
«چگونه رستگار خواهند شد مردمی که پیامبرشان به سوی خدا دعوت می کند و آنان صورتش را به خونش رنگین می سازند!»
و بنا به نقل ابن هشام در اثر حمله عبداللّه بن قمئه علاوه بر شکستن دندان رسول اللّه ، دو حلقه از حلقه های زره آن حضرت به گونه اش رفت، ابوعبیده جرّاح آنها را در آورد و موجب کنده شدن دو دندان دیگر آن حضرت شد.(14)
شدّت جراحات پیامبر را می توان از دو مطلب زیر به دست آورد:
وقتی جنگ پایان یافت، امیر مؤمنان با سپر خویش از مهراس؛ آبی که در گودی سنگ های کوه جمع شده بود، می آورد و به صورت رسول خدا صلی الله علیه و آله می ریخت و فاطمه زهرا علیهاالسلام می شست و چون با ریختن آب سیلان خون بیشتر شد، فاطمه دخت پیامبر قطعه حصیری سوزاند و خاکسترش را روی جراحات گذاشت تا خون بند آید.(15)
پس از آرام شدن صحنه جنگ، رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست فریضه ظهر را بجا آورد لیکن در اثر ضعف و جراحات، نماز را نشسته خواند.(16)
به هر حال در اوج شدّت جنگ، یکی از مشرکین به نام عبداللّه بن قمئه رسول خدا را با سنگ مورد اصابت قرار دارد و در اثرِ آن، پیشانی و بینی آن حضرت به شدّت مجروح شد و دندانش شکست و لب مبارکش شکافت.
ابن اسحاق می گوید در این حال که رسول خدا صلی الله علیه و آله خون از صورتش پاک می کرد، چنین می فرمود:
«کیف یفلح قومٌ قد خضبوا وجه نبیّهم وهو یدعوهم الی ربّهم».(13)
«چگونه رستگار خواهند شد مردمی که پیامبرشان به سوی خدا دعوت می کند و آنان صورتش را به خونش رنگین می سازند!»
و بنا به نقل ابن هشام در اثر حمله عبداللّه بن قمئه علاوه بر شکستن دندان رسول اللّه ، دو حلقه از حلقه های زره آن حضرت به گونه اش رفت، ابوعبیده جرّاح آنها را در آورد و موجب کنده شدن دو دندان دیگر آن حضرت شد.(14)
شدّت جراحات پیامبر را می توان از دو مطلب زیر به دست آورد:
وقتی جنگ پایان یافت، امیر مؤمنان با سپر خویش از مهراس؛ آبی که در گودی سنگ های کوه جمع شده بود، می آورد و به صورت رسول خدا صلی الله علیه و آله می ریخت و فاطمه زهرا علیهاالسلام می شست و چون با ریختن آب سیلان خون بیشتر شد، فاطمه دخت پیامبر قطعه حصیری سوزاند و خاکسترش را روی جراحات گذاشت تا خون بند آید.(15)
پس از آرام شدن صحنه جنگ، رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست فریضه ظهر را بجا آورد لیکن در اثر ضعف و جراحات، نماز را نشسته خواند.(16)
- ۱.۴k
- ۲۲ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط