من تو را مثل آخرین روز هفته

من تو را مثل آخرین روز هفته،
مثل پنج دقیقه خواب بیشتر،
مثل یک صبحانه ی دورهمی،
مثل بوی سنگک داغ،
دوست دارم.

من تو را مثل یک چای دنج و گرم،
مثل یک صندلی کنار شومینه،
مثل یک کلبه ی چوبی در دل جنگل،
دوست دارم.

من تو را مثل خوابیدن زیر نور ستاره ها،
مثل لبخند زدن به یک کودک،
مثل قدم زدن در زیر باران،
دوست دارم.

من تو را مثل یک مادر،
مثل یک پدر،
مثل یک خانواده،
دوست دارم.

من تمام این ها را،
در کنار تو دوست دارم.
دیدگاه ها (۴)

کتابی ، خلوتی ، شعری ، سکوتیمرا مستی و سکر زندگانی ستچه ‌غم ...

‌ جانم خودت را درگیر رابطه های امروزی نکنتمام فرضیه ها را در...

تو رفتی!!اما نمیدانم چرا همه چیز با تو رفت؟!مگر این دنیا به ...

دلتنگت هستمدلتنگش هستیدلتنگ کیستخدا می‌داندو این بدترین داست...

یه جا خیلی قشنگ نوشته بود:من تورو مثل آخرين روز هفته، مثل پن...

ورق بزنید!ازت پرسیدم اگه کلبه دیگه‌ای تو این جنگل به جز کلبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط