زبانِ خداحافظی

زبانِ خداحافظی
سخت‌ترینِ زبان هاست

در لحظه ی وداع
نه بوسه‌ای می‌‌بخشم
نه آغوشی
نه حتی آخرین کلامی
اما
تو را می‌‌بخشم !
و دزدانی را
که از دیوارِ آغوشت بالا رفتند
و ملخ‌هایی‌ را
که در شمایلِ یک دست
به خرمنِ گیسوانت زدند

و عینک‌های بزرگِ سیاهی
که نگاهت را از خواهشِ نگاهِ من گرفتند !
و جنونی
که قلبت را لرزاند
و دستانت را
و این آشیانه را

خواهم بخشید !
روز‌هایی‌ را که نمی‌‌آیند
شب‌هایی‌ که نمی‌‌روند
و سفر‌های بی‌ مقصد را ...
دیدگاه ها (۱)

.. و شاید پاییزحکایت عشق زنجیروار برگ هاستهر کدام به خاطر دی...

زندگی درد قشنگیست ،بجز شب هایش که بدون تو فقطخواب پریشان دار...

روز حافظ گرامی باد

فصل پاییز است ...درختان پرشکوفه گیلاس را فراموش کنمحبوبم ؛دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط