حالتی هست مرا با غم دلدار امروز

حالتی هست مرا با غم دلدار امروز
که ندارم سر برگ و سر دستار امروز

در حریم دلم از غیر نمی بینم گرد
بجز از آتش عشق رخ دلدار امروز

ناصحا منع مفرمای چو بینی مستم
لطف کن رو که ندارم سر اغیار امروز

بندهُ نفس و هوا، ره نتواند بردن
در رموز دل پر آتش احرار امروز

شمع سان تا نزنی در سر و جان آتش عشق
همچو شمعت نشود دیده پر الوار امروز
دیدگاه ها (۱)

دعای من واسہ شما الهۍ ،،،،،،،،، قامتش را خم نگرداندوچشمش ر...

دل تنگتم

‌گاهیبرای رها شدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشتمیدانم ک...

‌ دریادلش که بگیردسر می گذارد بر سینه ی ساحلابرسر می گذارد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط