پارت ۱

پارت ۱
اسم سوکوکو :کدمن
پل ورلن با نگاهی سرد به رمبو گفت:

«بعد از اینکه آوردیش، یادت باشه باهاش کاری نداشته باشی.»

رمبو با اخم جواب داد:

«من و چی فرض کردی؟ اون‌قدر هم حالم خراب نیستم.»

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

ژنرال با تردید رو به دکتر کرد و گفت:

«دکتر، نمونه‌ی آزمایشی ۲۵۸ تا الان بهترین نمونه‌ی ما بوده. ممکنه خیلی‌ها دنبالش بیان. بهتر نیست مخفیش کنیم؟»

دکتر، بی‌آنکه از روی صندلی‌اش تکان بخورد، جواب داد:

«سازمان ببر سیاه برای همین آزمایش‌ها ساخته شده. همه‌ی سازمان‌های دیگه هم اینو می‌دونن. قبلاً هم با بقیه شرط بستیم، پس جای نگرانی نیست.»

ژنرال با نگرانی گفت:

«اما دکتر… دشمن شما، اوسامو…»

دکتر با خشونت حرفش را برید:

«خفه شو. اون جرأت حمله به اینجا رو نداره.»

ژنرال سرش را پایین انداخت.

«چشم، رئیس. پس من می‌رم.»

و بدون اینکه منتظر جواب بماند، از اتاق خارج شد.



دو ساعت بعد، درست وقتی بحث‌ها فراموش شده بودند، زمین شروع به لرزیدن کرد.

چراغ‌های سقف چشمک زدند و صدای قدم‌هایی سنگین در راهرو پیچید.

پل ورلن با لبخندی سرد وارد شد:

«سلام، دکی جان چطوری~»

رمبو با تندی گفت:

«همین الان بگو اون کجاست.»

پل نگاهی به اطراف انداخت.

«اینجا بیشتر از اینکه سرباز داشته باشه، پر از آزمایشگره. خیلی به خودت اطمینان داری که یه آزمایش به این بزرگی رو این‌جا نگه داشتی.»
درهمین لحظه که داشتن حرف میزدنند در اتاقی بازشد و ژنرال اومد

ژنرال با ابهت ساختگیش شروع کرد به خرف زدن.

«به به انگار مهمون داریم»

رمبو دندان قروچه کرد.

«تودیگه از کجا پیدات شد؟»

پل بی‌حوصله شانه بالا انداخت:

«رمبو، برو سراغ اون اتاقی که ژنرال ازش بیرون اومد. احتمالاً اراهاباکی اونجاست.»

رمبو با تردید گفت:

«باشه… ولی اگه نبود و من خودم پیداش کردم، خونه یکم باهاش بازی میکنم.»

پل لبخند کجی زد:

«یادته رئیس چی گفت، نه؟»

رمبو غر زد:

«آره، آره…»
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲اسم سوکوکو:کدمنپل ناگهان به ژنرال حمله کرد و در کمتر ا...

پارت۳اسم سوکوکو:کدمن«پل! اینجا هیچی نیست!»پل صورتش را نزدیک‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط