بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت بیست🍷🗡




چشماشو محکم فشار داد و بعد مکثی باز کرد
+تا جواب سوالم و ندی من از این آسانسور بیرون نمیام

این بچه باعث میشد من خندم بگیره
بیرون نمیاد؟

بغلش میکنم!
به زور میبرمش

ولی میخواستم ببینم سوال عروسکم چیه
پچ‌زدم
+بگو!

_میخوای با من چیکار کنه؟

بی تفاوت انگار یه چیز عادیه گفتم
+عروسکم میشی!

با چشمای گشاد نگاهم کرد
چشمای درشتش جذابیتشو بیشتر میکرد!
_برو گمشو بابا!

مات حرفش موندم
هوفی کشیدم

سرمو بردم کنار گوشش و پچ‌زدم
+تنبیه لازم داری دخترِ بد

جفتک انداخت
_برو نَنَتو‌ تنبیه کن مردتیکه شبیه میمون

دستمو انداختم دور زانوش

یه دستی بغلش کردم
جیغ بلندی کشید

بی توجه بهش سمت ماشینم رفتم
با مشت دستای بستش به کمرم میزد
+ولم کن گوریل ولم کن وحشی

رسیدم به ماشین
بادیگارد ماشین و برام باز کرد
نشستم توش

دختره ام کنارم نشوندم
خواست بلند شه که غریدم
+بشین!

لحن صدام انقدر جدی بود که فهمید نباید مخالفت کنه ..

نشست
تو خودش جمع شد
بیبی

من هنوز اسمشم نمی‌دونستم
+اسمت چیه؟

_اسممو بگم میزاری برم؟

زبون آدمیزاد نمی‌فهمید نه؟
+تو تا ابد زندانی منی!

تقدیم نگاهتون حمایتم کنین خوشگلام🥺😍🥰
دیدگاه ها (۳)

بازی درخون 🍷🗡پارت نانزده🍷🗡هوفی کشیدم این چرا از من حساب نمی‌...

بگین بچه ها🥺💕

بازی درخون 🍷🗡پارت هجده🍷🗡کتمو تنم کردم کلتم رو جیب شلوارم گذ...

بازی درخون 🍷🗡پارت هفده🍷🗡صداشو خفه کرد +پاشو باید آماده بشین ...

دو☆شاتیدرخواستی>>>p.2_خب ات سریع پیاده شو تا جونگکوک غوغا نک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط