پدرش بهش گفت این هزارتا چسب زخم رو بفروش تا برات کفش بخ

پدرش بهش گفت: این هزارتا چسب زخم رو بفروش. تا برات کفش بخرم
بچه نشست با خودش فکر کرد...

_ یعنی باید آرزو کنم هزار نفر یه جاشون زخم بشه تا من کفش بخرم؟؟

_ ولش کن همین خوبه
دیدگاه ها (۳)

تهران دارد تمام می شودو ما هنوز کلی خاطره مانده که نساخته ای...

❤ My love ❤آرامشم تویی.....❤ ❤❤ ❤❤ عاشقونه های یواشکی برای م...

قشــنگ ترین پستی که یه پســـر گذاشته بود :ما به دنبال خـــوش...

عطر نفس هایت صدای پای آخرین پنج شنبه ی اسفند رابه خاموشی دعو...

به اجبار هم که شده باید عاشق بشی part 1

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت²⁶سلین : یونا چرا این پسره هان سه اون جوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط