کوک او بیدار شدی

#𝐰𝐢𝐧𝐞_𝐨𝐟_𝐥𝐨𝐯𝐞🍷🧷
Ꭾ:𝟳

کوک: او بیدار شدی؟
یونا: چ.. چرا منو اوردی اینجا
کوک: گفتم بیارمت پیش خودم ازت مراقبت کنم. الانم بیا صبحاخه بخور بعد بریم دانشگاه.
یونا: م.. مرسی(میشینه سر میز و غذاشو میخوره)
کوک: خب یذره از خودتو زندگیت بگو
یونا:( از خجالت چیزی نمیگه)
کوک: عیبابا تو چرا انقدر خجالتی هستی؟ با من راحت باش لطفا. من قرار نیست اسیبی بهت بزنم پرنسس
یونا: پ.. پ.. پرنسس؟؟
کوک: او ببخشید قصد بدی نداشتم

ویو یونا
وای خدای من... چرا بهم گفت پرنسس؟؟ چرا انقدر باهام راحته؟ اصن نکنه داره ازم سو استفاده میکنه؟ نمیدونم. وای دارم کم کم عقلمو از دست میدم.. درسته ازش خوشم نمیاد ولی اون بی نقصه. یه لحظه باهاش احساس راحتی کردم و کل زندگیمو واسش تعریف کردم

کوک: وای زندگی تو خیلی پیچیدست. پس گفتی که مامانت تو بیمارستانه؟
یونا: بله
کوک: نگران نباش من کمکت میکنم. اها راستی اون پسره که باهاش دوست بودی تو بچگی الان کجاست؟
یونا: اوناهم اوضاع مالی خوبی نداشتن برای همین یه روز با پدر و مادرش برای در اوردن پول رفتن امریکا
کوک: گفتی چندساله ندیدیش؟؟
یونا: نزدیک ۱۳ سال...
کوک: از کجا میدونی برنگشته کره؟
یونا: چون اگه میومد یه خبری حداقل به گوشم میرسید
کوک: ولی من میدونم اون کجاست
یونا: چ.. چ.. چ... چی تو که اونو نمیشناسی
کوک: چرا میشناسمش. میخوای کمکت کنم ببینیش؟
یونا: ا.. ا.. اره
کوک: قبل از ۲۴ ساعته دیگه میبینش خوبه؟
یونا: ب.. بله ولی چجوری
کوک: اونشو بسپار به من. مطمئنم بابت این کارم ازم تشکر میکنی. راستی اسمش چی بود؟
یونا: فکر کنم جئون جونگکوک
کوک: که اینطور. به من اعتماد کن تو اونو میبینی
یونا: و.. واقعا؟
کوک: بله
یونا: راستی اسم تو چی بود؟
کوک: دال... اره اسمم داله
یونا: چه اسم قشنگی

🎈جونگکوک به معلم گفته سر کلاس اونو دال صدا بزنه نه جونگکوک... برای همین تاحالا یونا نفهمیده🎈
دیدگاه ها (۱۱)

پسرم درحال عشق و حاله🤌🏻😔

عیبابا عیبابا جناب کیممممم

#𝐰𝐢𝐧𝐞_𝐨𝐟_𝐥𝐨𝐯𝐞🍷🧷Ꭾ:𝟲ویو کوک:داشتم به درس گوش میدادم که یه چیز ...

ادیتمو نگا کنیددددد🛐🛐🛐

پارت5یونا داشت کوک رو گیریم میکرد کوک: یونایونا: بلهکوک: ا...

چند پارتی درخواستی ( ازدواج کردی بیبی⁵ آخر)ته: من میخام پسرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط