مستی نه پیاله نه از خم شروع شد
مستی نه پیاله نه از خم شروع شد
از جاده سه شنبه شب قم شروع شد
خورشید ذره بین به تماشای من گرفت
آن گاه آتش از دل هیرم شروع شو
وقتی نسیم آه من از شیشه ها گذشت
بی تابی مزارع گندم شروع شد
موج عذاب یا شب گرداب؟!، هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد
در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم، شروع شد
از جاده سه شنبه شب قم شروع شد
خورشید ذره بین به تماشای من گرفت
آن گاه آتش از دل هیرم شروع شو
وقتی نسیم آه من از شیشه ها گذشت
بی تابی مزارع گندم شروع شد
موج عذاب یا شب گرداب؟!، هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد
در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم، شروع شد
- ۹۳۰
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط