سناریو بی تی اس :

سناریو بی تی اس :
موضوع: وقتی میگرن داشتی و به اعضا چیزی نگفت بودی که دوست بهش گفت به عنوان عضو هشتم

نامجون: چرا با ما نگفت بودی
ا/ت: خب نمیخواستم بدونین دیگ

جین: اولش ناراحت شده چرا بهش نگفت بودی و بعد از اون روز رفتاراش با تو خیلی خوب شده بود

شوگا: بچه خیلی ناراحت شده و از تو میبرس چرا نگفتی بهش
ا/ت: خب اگه بهتون میگفتم میزاشتین آیدل بمونم ( هیچی دیگ بعد بغل کرد)

جی هوپ: سانشاینم خوبی
ا/ت: جی هوپ چرا یکدفعه پرسیدیی
حی هوم : خب یک لحظه نگرانت شدم

جیمین: ترکیبی از شوگا و جین

تهیونگ: اصلا از شما جدا نمی‌شود همش با تو بود
ا/ت: چرا چند روز بهم چسبیدیی
تهیونگ: خب راستش فهمیدم میگرن داریی بخاطر همین
ا/ت: میگرن دارم سرطان ندارم که😑

جونگ‌کوک: همش بهت شیرموز میداد همین طور هم غذا
ا/ت: پس دیگه نمیخورم
جونگ‌کوک: این بخور دیگ نخور

میتونم خوب نشده و اگه میخواین
سناریو بازم بنویسم باید ۳ لایک بخور
اگه هم خوشت آومد فالو کن هروز قرار سناریو بنویسم
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط