ساعت عصرکلاب شایلا

ساعت ۱۸:۰۰ عصر-کلاب شایلا"
ساعت ۶ عصر بود که از اتاقم اومدم بیرون...به ستون کنار اشپزخونه ی کلاب تکیه داده بودم و سیگار مدوکسمو میکشیدم که یکی از کارکنای دختر اومد پیشم...نفس نفس میزد
-چیشده ماری؟
-اِلا
-اِلا چی؟
اب دهنش رو قورت داد و گفت
-اتاق ViP 3...اِلا اونجاست...مردی که اون تو بود گفتش...بگم شما برید اونجا
-لعنت به هرچی مَرده
و بعد سیگارمو رو یکی از زیرسیگاریهای میزای کلاب خاموش کردم و با سرعت رفتم سراغ اون اتاق کوفتی...درو با شدت باز کردم...اِلا...همون دختر بچه ی 15 ساله ای که کنار مبل مشکی رنگ کنار اون بی همه چیز وایساده بود و سرش پایین بود
-اِلا بیا اینجا
به پشتم اشاره کردم...با تردید اومد...رومو کردم سمتش و گفتم
-برو تو اشپزخونه
دیدگاه ها (۰)

و بعد از اینکه رفت اون حرومزاده شروع کرد به زر زر کردن-اون ه...

قرار نیست حمایت شم؟بخدا ناراحت میشم میبینم این همه بازدید دا...

نکته:کارن تو کشور انگلستان تو نیویورک بوده و ستی هم تو اسپان...

سلام سلام.من کارنم و خب چند تا فیک نوشتم ولی توش از ایدلا اس...

نام فیک: عشق مخفیPart: 56ویو ات*م. چقد حسود شدی دختر*خندهروم...

تتو آرتیست من[part⁷]*کوک ویو*وقتی وارد عمارت شدیم، کل مدت ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط