هیس !
هیس !
مرغکی می خواند
می داند
تا رسیدن به خدا راهی نیست
لحظه ی کوتاهی است
چه عظیم است
چه عجیب
در درگاه خدا خواهم بود
من به او خواهم گفت :
که به اندازه تنهایی خود خوشبختم
و به اندازه ی خوشبختی خود غرق گناه
من که درخاک و گِل و مردابم
تو چرا غمگینی ؟
مرغکی می خواند
می داند
تا رسیدن به خدا راهی نیست
لحظه ی کوتاهی است
چه عظیم است
چه عجیب
در درگاه خدا خواهم بود
من به او خواهم گفت :
که به اندازه تنهایی خود خوشبختم
و به اندازه ی خوشبختی خود غرق گناه
من که درخاک و گِل و مردابم
تو چرا غمگینی ؟
- ۱۴۹
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط