هیس !

هیس !
مرغکی می خواند
می داند
تا رسیدن به خدا راهی نیست
لحظه ی کوتاهی است
چه عظیم است
چه عجیب
در درگاه خدا خواهم بود
من به او خواهم گفت :
که به اندازه تنهایی خود خوشبختم
و به اندازه ی خوشبختی خود غرق گناه
من که درخاک و گِل و مردابم
تو چرا غمگینی ؟
دیدگاه ها (۱)

در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارندو در آشکارااز ...

هفت جمله مهم :1- با گذشته تان صلح برقرار کنید تا زمان حال شم...

و سفر خواهم کردسفری از سر ناچاری و بغضاز دیاری که زمستان لب ...

بوته سبز حیات می رویدنم نمی می باردو در آن ، خورشید نیستتابس...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۴دامیان: آنیا، نگرا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 118✦...................

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

P : 6

007-پنهان در مه - پارت ۷۸

پارت هفدهم [فصل اول] | نتایج آزمون 📚⭐صبح روز بعد...هوای آکاد...

فصل اول_آغاز سرنوشت

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط