صدای پای پاییز ، و حسی که هیچکس جز من از آن با خبر نیست

صدای پای پاییز ، و حسی که هیچکس جز من از آن با خبر نیست



با افتخار میگویم که دلم حال و هوای خزان دارد ،



به رنگ پاییز به لطافت برگهای خشکی که پاییز را همانند بهشت میکنند



برگهایی که روزی همانند دلم سبز بوده اند



و اینک به عشق زیر پای دلهای با احساس رفتن ،



خودشان را از درخت رها میکنند
دیدگاه ها (۳)

قلبم را در میان راه برایت به نشانه گذاشته ام تا بیابی...

دختر : ازت شکایت میکنم پسر : ها؟چرا؟ دختر : چون تو ق...

تعــﻬـﺪ ﺩﺍﺷﺘــﻦ، ﻗــﺸﻨﮕــﻪ !! ﺣﺘـــﯽ ﺗﻌﻠــﻖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ! ﺍﯾﻨ...

مرد باید گاهی وقتا مردونگیش رو فقط با سکوت و با بغلش ثاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط