خواستم نام تو کردن

خواستم نام تو کردن

زیوراشعار خویش



زانکه ماند شعر من

بر دفتر دوران همی

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

قمریِ بی آشیانم بر لبِ بامِ وفادانه و آبم ندادی مشکن آخر ، ب...

حرف ها دارمبا تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشمو زمان را با...

گاهی آنقدر بدم می آیدکه حس میکنم باید رفتباید از این جماعت پ...

چه بسیاری از آدم‌ها که به دنبال خوشبختی می‌دوند همچون پیرمرد...

صبور بودن ما بی نتیجه خواهد ماندتو با گذشت زمان با وفا نخواه...

زندگی دفتر شعری‌ست پر از شادی و غم ؛ شعر من بی‌تـو به آن قسم...

🔴 شعر حفظی فارسی دوازدهم :شعر شکوه چشمان تو 🔹 با ریتم آهنگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط