خواستم نام تو کردن

خواستم نام تو کردن

زیوراشعار خویش



زانکه ماند شعر من

بر دفتر دوران همی

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

قمریِ بی آشیانم بر لبِ بامِ وفادانه و آبم ندادی مشکن آخر ، ب...

حرف ها دارمبا تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشمو زمان را با...

گاهی آنقدر بدم می آیدکه حس میکنم باید رفتباید از این جماعت پ...

چه بسیاری از آدم‌ها که به دنبال خوشبختی می‌دوند همچون پیرمرد...

| مولانا حیدر |

یاعلی نام تو بردم نه غمی ماند  و نه همی (:#مولا#زیبایی

یا علی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط