از تــمام این وســـعت سبز

از تــمام این وســـعت سبز

دلــم فــقط

یک ایــستگاه قدیمــے و متروک

میخواهَــد

و قطاری که تو را

برایــــم بیاورد

در آن لامکان

زنـــے

با نیمه ی دیوانه ی کشف نشده اش

فارغ از تمام منــطق ها

تو را

به آغوش میـــکشد!!!!!!
دیدگاه ها (۴)

خواهَم ماند منتظردر گوشه ای از تقویمروی بیراهه ای از زمــانآ...

امروز چرکنویس ِ پاک ِ یکی از نامه های قدیمی راپیدا کردمکاغذش...

دیر آمــده ایمحبوب منآنقدر دیرکه به پنج زبان زنده ی دنــیا ه...

بعد از تو ....سختـ خوابَـم میبرد ....مثل دیشبــ ....مثل امشب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط