ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد حاکم می برند تا

ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد حاکم می برند تا مجازات را تعیین کند . حاکم برایش حکم مرگ صادر می کند اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی از مجازاتت درمی گذرم . ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟ ملانصرالدین می گوید : ان شاءالله در این سه سال یا حاکم می میرد یا خرم

همیشه امیدوار باشید چیزی به نفع شما تغییر می کند ..
دیدگاه ها (۳)

ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ...

چه کشکی چه پشمی چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنوم...

...ادامهاو به مدت سه روز در همین حالت ماند. امدادگران سعی دا...

❤️تأثیرگذارترین عکس روزنامه فرانسووبسایت تابناک باتو: تصویر ...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد حاکم می برندت...

#داستان_امشب...روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نز...

روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشودو او را نزد حاکم می برند ت...

#حکایت روزي ملانصرالدين خطايي مرتکب ميشودو او را نزد حاکم مي...

روزي ملانصرالدين خطايي مرتکب ميشودو او را نزد حاکم مي برند ت...

راه خودتونو برید اونایی که هم فکر شما باشن پیداتون میکنن حتی از فاصله های خیلی دور هم 💪

روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشودو او را نزد حاکم می برند ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط