قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه میان شاگردا

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان قرعه کشی شود.
معلم گفت تا هر کس نامش را روی کاغذ بنویسد تا قرعه کشی کنند.
وقتی نام حسن درآمد، خود آقا معلم هم خوشحال شد.
چرا که حسن به تازگی یتیم شده و وضع مالی اش اصلا خوب نبود.
وقتی معلم به کاغذ اسامی بچه ها نگاه کرد؛
روی همه ی آنها نوشته شده بود: حسن...

"مهربانیهای صادقانه ، کودکی هایمان را ازیادنبریم..."
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ
ﻣﺴﺘﺤﻖ "ﺳﺘﺎﯾﺶ" ﺍﺳﺖ .
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺑﺸﻨﺎﺱ . . ﻧﻪ ﺩﺭ ﮔﻔﺘﻦ ؛
ﺩﺭ ﮔﻔﺘﺎﺭ .. ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ ! ‎‎!
دیدگاه ها (۴)

آدمای دنیای من فعل هایی را صرف میکنندکه برایشان صرف داشته با...

وقتی خانه تکانی می کنی چیزهایی پیدا می شوند که مدتی برای پید...

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻏﺮﯾﺐ ﺍﺳﺖ :ﺑﻪ ﻓﺘﺢ ﻫﯿﻤﺎﻟﯿﺎ ﻣﯽ ﺭﻭﺩﺑﻪ ﮐﺸﻒ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط