گر چه خویش را به هر چه خواستم رسانده ام

گر چه خویش را به هر چه خواستم رسانده ام
عشق من ! قبول کن هنوز بی تو مانده ام

تو : نهایت تمام قله های دوردست
من : کسیکه عشق را به قله ها رسانده ام

هر شب از هزار و یک شبی که با تو بوده ام
دامنی ستاره پیش پای تو فشانده ام

گرچه من سرم برای عشق درد می کند
با وجود این , تو را به دردسر کشانده ام

دامن تمام ابرهای دوردست را
با هوای آفتاب روی تو تکانده ام

گرچه آسمان تمام هستی مرا گرفت
بر لبم به خاطر تو شکوه ای نرانده ام

خوب من ! به جان آینه, به چشم تو , قسم
یک دل زلال در برابرت نشانده ام

حرف آخرم : همین که با تمام شاعریم
غیر تو ، برای هیچکس غزل نخوانده ام !

سهیل محمودی
دیدگاه ها (۱)

زیر باران شده ام خیس بگو صبر کنم یا بروم؟سایهء چتر سرم نیست ...

...بوی عطرت کوچه را دارد روانی می کند ...با تو راه افتاده آو...

یا حسین شهیدم.

.آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط