وای به اون لحظه ای که جایی اسمتو بشنوم،همه وجودم میلرزه..

وای به اون لحظه ای که جایی اسمتو بشنوم،همه وجودم میلرزه....
چشمام تار میشن از اشک و یه نفس عمیق با درد میکشم...
دیدگاه ها (۲)

اون لحظه‌ای که رمز گوشیتو با اعتمادبه‌نفس میدی، بعد یادت میا...

سلام به همه من آیریم تقریبا ساعت ۱۱ صبح بود رفتم تو‌ پیجم دی...

ادامه پارت ۲۵

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁸**ایزوکو**فرداش خبر اومد باید برم مامو...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

‍ ‍ حال ادما همیشه بستگی به یکی داره ...با خوشحالیش خوشحال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط