این پاریس لعنتی درست شبیه زندگی می مونه، شبیه عشق، یا شبی

این پاریس لعنتی درست شبیه زندگی می مونه، شبیه عشق، یا شبیه یه دختر خوشگل، همه شون تو رویا و خیال قشنگ ترن.
اولین باری که پاریس اومدم هجده سالم بود. اون زمان منم مثل خیلی های دیگه عاشق پاریس بودم و واسه دیدنش لحظه شماری می کردم. شب ها توی خیالم توی شانزلیزه قدم می زدم، لب رود سن می نشستم، و ایفل رو تماشا می کردم.
ولی وقتی وارد پاریس بشی و چند روزی توش زندگی کنی، وقتی که تا زانو توی کثافت و آشغال فرو بری، وقتی کارتن خواب ها و شلوغی ها دیوانه ت کنن، می فهمی پاریس اون چیزی نبود که توی ذهنت تصور می کردی، می فهمی همیشه خبر از کافه های دلفریب و شانزلیزه و ایفل نیست، و می فهمی هر چیزی در عین زیبایی می تونه نفرت انگیز بشه.
اما پاریس همیشه پاریسه، زندگی همیشه زندگیه، و یه دختر خوشگل همیشه یه دختر خوشگله. هر کسی شاید یه روز گرفتار این ها بشه، ولی همه بلد نیستن ازش فرار کنن...
.
دیدگاه ها (۲)

امشب بنوشانم شراباز آن لب پر التهابساقی مکن ما را جواب ای دل...

لب هایــــ💋 ـت مخـــــدر دارندمی بوسمـــــت ســــر...

🤎ᭂ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 یازدهم: حصارِ خانوادگی ...

خورشید :: اون دختر مثل خورشیده٬همیشه با گرمای وجودش دنیات رو...

🌱 قسمت اول داستان یکی از دخترای کان...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

ادامه پارت ۲۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط