آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

آن چنان مِهرِ تواَم دَر دِل و جان جای گِرِفت
که اَگَر سَر بِرَوَد ، اَز دِل و اَز جان نَرَوَد ...

#حافظ
دیدگاه ها (۱)

بیا باور کنیم..عشق های گراندر رمان های ارزانکنار‌خیابان‌هافر...

پشتِ هیچستان، چترِ خواهش باز استتا نسیم عطشی در بن برگی بدود...

ای بغض فرو خفته مرا مرد نگه دارتا دست خداحافظی اش را بفشارم....

شانه اَت را دیر آوَردی سَرَم را باد بُردخِشت خِشت و آجُر آجُ...

گر بَر کنم دل از تو و بردارم از تو مهرآن مهر بر که افکنم؟ آن...

بنام حضرت عشق

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط