توی مطب دکتر نشسته بودم دیدم یه پسره روبه روم نشسته زل زد

توی مطب دکتر نشسته بودم دیدم یه پسره روبه روم نشسته زل زده به من اومدم محلش نذارم دیدم نمیشه، منم پرو پرو زل زدم بهش بعد از نیمساعت و اندی دیدم یارو ول کن نیست اومدم پاشم برم یه جا دیگه بشینم چشم خورد به عصاش یارو کور بوده عاقا اصن یه وعضی بود...
دیدگاه ها (۴)

دیروز داشتم از خیابون رد میشدم دوتا بچه 12 ساله داشتن باهم ح...

دیروز داشتم تو پاساژ با مامانم راه میرفتم یهو هلم داد با مغز...

عایا میدانستید تو اتریش هر ۳ ثانیه یه نفر میمیره :( حالا ۱, ...

داستان واقعی سر کلاس تا استاد بر می گشت یه نفر سوت می زد. اس...

پارت ۷ (ازدواج اجباری) بعد اینکه با تهیونگ حرف زدم پتو رو تا...

𝓟𝓪𝓻𝓽 1ویو اتسلام! من کیم ات هستم و یک خواهر کوچک تر از خودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط