مرده شوری را در قبرستان دیدم گریه میکرد

مرده شوری را در قبرستان دیدم گریه میکرد


پرسیدم چیزی شده


گفت بنشین :


نشستم کنارش گفت:



امروز جوانی رو میشستم.




داشتم خالکوبی هایش را پاک میکردم



رسیدم به سینه اش نوشته بود:


مرده شور ناز بشور که ناز کش نداشتم....
دیدگاه ها (۲)

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

مافیای من

#نفرتی_عاشقانه𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒ویو مری. داشتم گریه میکردم، اگه جونگکوک ...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

رومان روز برفی (پارت7)از زبان جونگکوکتو دفتر کارم بودم کہ تھ...

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

the first lie

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

"forgive me"single part. kim taehuong. ویو ات : چند وقتی بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط