دختر که باشی ترس های کوچکی داری . . .

دختر که باشی ترس های کوچکی داری . . .

ترس لمس نکردن نگاهش ، ترس نشنیدن نامت با طنین صدایش ، حتی از لحظه به لحظه های دوریش میترسی . . .

دختر که باشی می ترسی از نبود گرمای دستانش

آخر دختر که باشی گاهی تمام دلخوشیت همین نگاه گرم و دستان استوار است

دلت تنها به امنیت دو چشمی قرص میشود که تمام دنیایش " تــــو " باشی

دخترانه که عاشق شوی آن یک نگاه میشود همیشه ی دنیای دخترانه ات

                       و از بود و نبود دنیا هیچ نمیخواهی اگر چهار دیواری دستانش مال تو باشد

    " او " باشد و نگاه امنش را باورکنی که تا ابد مال توست آنگاه با تمام دخترانگیت همیشه پای آن نگاه همیشگی می مانی
دیدگاه ها (۴)

متنفرم از این شهربا همه آدم آهنی های ، رنگی اش......

ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﺎﻑﺑﮕﺬﺍﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﯿﺮﺩ ..

حکایت عجیبی دارد این " اشک "کافیست حروفش را به هم بریزی تا ب...

#فرق زیادیست بین کسی که تنها مانده##و کسی که تنهایی را انتخا...

﴿ فصل ۱ قسمت ۶۱ ﴾درگیری بین سارا و نیکی به اوج وحشی‌گری رسید...

سناریو توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط