سانزو روی مبل نشسته بود و کلا تو شوک بدی بود که چه جوری ...
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
سانزو روی مبل نشسته بود و کلا تو شوک بدی بود که چه جوری ی دختر ایرانی مافیای به این معروفی رو نشناسه بعد از ۵ دقیقه سانزو شروع کرد سیگار کشیدن و به سقف خیره شدن که یهو ی بادمجو_....ببخشید ران میاد و با لحن تمسخر میگه:
ران : اسکل چته؟! اون دختر رو چیکار کردی؟
و کنارش هم ریندو که دسته پلی استیشن دستش بود میگه : هه! حتما ترسیدی
سانزو عصبی میشه و بلند میشه و میگه: اون دختر بچه اصلا ما رو نمی شناسه تازشم حتی نمیدونه اصن مافیای بانتن چیه.
چشم های ران و ریندو چهار تا شد و دهنشون ۱ متر باز شد گفتن : الکی میگی دیگه؟
سانزو با قیافه پوکر : به نظرتون من با شما ها شوخی دارم؟!
ران : اوکی اوکی دیگه فهمیدم شوخی نیست
ریندو : دو دقیقه بیارش بیرون ازش سوال بپرسیم
سانزو با تیک عصبی: گوه نخور !
ران : با داداشم آدم باش پشمک
یهو صدای عربده میاد : دو دقیقه خفه شید!!
و بلههههه ا.ت خانم بود و چون دارد دوره پریودی را پیش میبرد عصبی است
ریندو : این همون دختری نبود که لال بود؟
ا.ت عربده : خودت لالییییییی !!
ریندو به سمت زیرزمین میره در رو باز میکنه و میبینه ا.ت مثل بچه آدم نشسته دست و پاهاش رو باز میکنه و یهو ا.ت مثل سونیک به سمت سالن حمله ور میشه و به سمت درب میره و میبینه در قفله یهو یکی از پشت یقه اش رو میگیره و بلندش میکنه( سانزو ) و با تیک عصبی و پوزخند میگه: تو الان نمیترسی؟
ا.ت : ...
سانزو: ی چیز بناللللل!!
ا.ت : چون اصلا نمیدونم تو کی هستی !!!
سانزو : ...
ا.ت : من تو رو پلنگ صورتی متحرک صدا میزنم
ران و ریندو از خنده افتادن زمین و اشکشون در اومد
ا.ت : این دوتا کین؟(اشاره به ران و ریندو)
سانزو : دوتا روانی
ا.ت : من و بزار زمین دو دقیقه
سانزو میندازتش زمین و ا.ت بلند میشه و میگه: تو یکی مثل بادمجونی(ران) و تو هم مثل اوختاپوس بنفشی
ران و ریندو :K.O
سانزو دارد از خنده پاره میشه که یهو مایکی میاد و با لحن سرد میگه
مایکی : اینجا چه خبر_
نگاهش میوفته به ا.ت دید که ا.ت اصلا نمیترسه انگار اومده خونه خاله
مایکی روبه سانزو: این بچه رو ببر لازمش نداریم...
سانزو یهو میگه: نه !...
مایکی با تعجب به سانزو خیره میشه و میگه: به چه دلیل؟
سانزو : به دردمون میخوره(مگه ا.ت نوکرته😐🔪)
مایکی هم از خدا خواسته قبول میکنه ا.ت هم که تازه فهمیده این ها مافیا هستن دیگه کلا براش مهم نبود و ریلکس بود...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
تا پارت بعد بای بای ♧◇
سانزو روی مبل نشسته بود و کلا تو شوک بدی بود که چه جوری ی دختر ایرانی مافیای به این معروفی رو نشناسه بعد از ۵ دقیقه سانزو شروع کرد سیگار کشیدن و به سقف خیره شدن که یهو ی بادمجو_....ببخشید ران میاد و با لحن تمسخر میگه:
ران : اسکل چته؟! اون دختر رو چیکار کردی؟
و کنارش هم ریندو که دسته پلی استیشن دستش بود میگه : هه! حتما ترسیدی
سانزو عصبی میشه و بلند میشه و میگه: اون دختر بچه اصلا ما رو نمی شناسه تازشم حتی نمیدونه اصن مافیای بانتن چیه.
چشم های ران و ریندو چهار تا شد و دهنشون ۱ متر باز شد گفتن : الکی میگی دیگه؟
سانزو با قیافه پوکر : به نظرتون من با شما ها شوخی دارم؟!
ران : اوکی اوکی دیگه فهمیدم شوخی نیست
ریندو : دو دقیقه بیارش بیرون ازش سوال بپرسیم
سانزو با تیک عصبی: گوه نخور !
ران : با داداشم آدم باش پشمک
یهو صدای عربده میاد : دو دقیقه خفه شید!!
و بلههههه ا.ت خانم بود و چون دارد دوره پریودی را پیش میبرد عصبی است
ریندو : این همون دختری نبود که لال بود؟
ا.ت عربده : خودت لالییییییی !!
ریندو به سمت زیرزمین میره در رو باز میکنه و میبینه ا.ت مثل بچه آدم نشسته دست و پاهاش رو باز میکنه و یهو ا.ت مثل سونیک به سمت سالن حمله ور میشه و به سمت درب میره و میبینه در قفله یهو یکی از پشت یقه اش رو میگیره و بلندش میکنه( سانزو ) و با تیک عصبی و پوزخند میگه: تو الان نمیترسی؟
ا.ت : ...
سانزو: ی چیز بناللللل!!
ا.ت : چون اصلا نمیدونم تو کی هستی !!!
سانزو : ...
ا.ت : من تو رو پلنگ صورتی متحرک صدا میزنم
ران و ریندو از خنده افتادن زمین و اشکشون در اومد
ا.ت : این دوتا کین؟(اشاره به ران و ریندو)
سانزو : دوتا روانی
ا.ت : من و بزار زمین دو دقیقه
سانزو میندازتش زمین و ا.ت بلند میشه و میگه: تو یکی مثل بادمجونی(ران) و تو هم مثل اوختاپوس بنفشی
ران و ریندو :K.O
سانزو دارد از خنده پاره میشه که یهو مایکی میاد و با لحن سرد میگه
مایکی : اینجا چه خبر_
نگاهش میوفته به ا.ت دید که ا.ت اصلا نمیترسه انگار اومده خونه خاله
مایکی روبه سانزو: این بچه رو ببر لازمش نداریم...
سانزو یهو میگه: نه !...
مایکی با تعجب به سانزو خیره میشه و میگه: به چه دلیل؟
سانزو : به دردمون میخوره(مگه ا.ت نوکرته😐🔪)
مایکی هم از خدا خواسته قبول میکنه ا.ت هم که تازه فهمیده این ها مافیا هستن دیگه کلا براش مهم نبود و ریلکس بود...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
تا پارت بعد بای بای ♧◇
- ۱۰.۳k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط