زندگی شوخی تلخی‌ست که باور کردیم

زندگی شوخی تلخی‌ست که باور کردیم
قصه‌ی داغ شکستی‌ست که از بر کردیم
غم ما غصه‌ی تنهایی و دلتنگی بود...
که دوایش به می و باده و ساغر کردیم
زندگی چون گل یخ بود که در باور ما
تا که رویید، به دست گِله پرپر کردیم
دل شکستیم و نشد سخت پشیمان باشیم
حالِ هر لحظه‌ی خود را بد و بدتر کردیم
بغض شد حرف دلِ خسته، ز بس دیر زدیم!
شرح حالِ غمِ خود در دلِ دفتر کردیم
می‌شد آغوش به روی تن هم باز کنیم
حسرتا... اینکه فقط گونه‌ی خود تر کردیم
آبان وآذرشد و از تو خبری باز نشد!
وعده‌ی دیدن تو آخرِ دی کردیم!
ساده بودیم که اینگونه گرفتار شدیم
زندگی شوخی تلخی‌ست که باور کردیم
دیدگاه ها (۱۰)

درد من تویی! درد من تویی ک برای تو مینویسم ،برای تو مینویسم ...

دوست دارم ساعتی باچشم تو خلوت کنمدرکنارت جا بگیرم با لبت صحب...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل؛زهی دل، آفرین دل، مرحبا دل!ز دستش...

به دیدارم نمیآیی چرا؟ دلتنگ دیدارم همین بود اینکه می گفتی و...

از اون بالا چجوری درد ما رو تحمل میکنی ؟؟!...مگر تو از عشق‌ ...

فکر می‌کنم مدتی‌ست علاج زندگی را پیدا کرده‌ام.«دوست داشتن غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط