یه روزی

یه روزی
یه عکس
ربان مشکی کنارش
حلوا
خرما
قران
گریه های بی معنی
ناله های بیصدا
دلتنگی تکراری
یه حس دلسوزی
ترحم
فکر شب اول .
سوالای که میپرسن ...
جوابایی که میدم ...
میرسه اونروز
خیلی نزدیکه ...
شاید تو هم از زیر تابوتم گرفتی ...
ولی قول میدم اخرین باری باشه که ازت بالاترم ...
از اون به بعد زیر پاتم ...
زیر خاک پات ...
دیگه دست ردرو سینه م نمیزنی ...

با لگد بکوب به سنگم ...

بگو دیدی اخر روتو کم کردم ...

فقط گریه نکن اون موقعه ...

چون وقتی نتونم اشکاتو پاک کنم

زجر میکشم ..
دیدگاه ها (۵۲)

یه روزی یه عکس ربان مشکی کنارش حلوا خرما قر...

my favorite drug2

☆ᴏɴᴇ-sʜᴏᴛ☆

تک پارتی جین

ادامه پارت ۳۷"انتقام"

رویایی گه تبدیل به واقعیت شد پارت ۷۸

Chapter 2Lucky-bloody#پارت 85-ولی وقتی تو کما بودم داشتم زجر...

p53من جزو خاطرات بدت بودم؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط