نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...
هوای دیدنت پروانه ام کرد...


شدم آواره تا یابم نشانت...
هوای هجر تو بی خانه ام کرد...

دلم می از نگاهت نوش می کرد...
فراقت راهی میخانه ام کرد...

نگشتم مست هرگز از شرابی...
می چشمان تو مستانه ام کرد...

رفیقم عشق بود و خاطراتت...
جدایی همدم پیمانه ام کرد...


دلم آباد بود از وصلت ای یار...
ولی هجران تو ویرانه ام کرد...
دیدگاه ها (۱)

من دیگه نه سراغ کسیو میگیرم...❌ نه میخوام کس...

رفتن داریم تا رفتنگاهی کسی با دلش میرود ..گاهی هم با پایشیک ...

آمدی اما دلم را کینه با خود برده بودآرزوهاییکه در قلب...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط