رمان خاطرات زندگی نسخه اگر شینوبو زنده میموند پارت پنجم

رمان خاطرات زندگی نسخه اگر شینوبو زنده میموند پارت پنجم
خب بچه ها این پارت یکمییییی منحرفه چون هم گفتید هم اینکه به نظر خودمم نیازه یکم هیجانی بشه
گیو ، شینوبو رو به خودش نزدیک میکنه شینوبو یکم سرخ میشه
ش. اه گیو سان چی کار میکنید
گ. دیگه نمی خوام وقت رو هدر بدم
شینوبو:🍅
(توی یکی از اتاقای روبه حیاط توی عمارت پروانه بودن در شون بسته بود)
گیو دستای شینوبو رو بالای سرش میبره میخواست با اونکی دستش صورت شینوبو رو بگیره ولی خب زارت فقط ی دونه دست داشت
شینوبو خندید گفت حتی توی این موقعیت هم منو می‌میخندونی
گیو چپ چپ نگاش کرد
شینوبو گفت خودم دستمو بالا نگا میدارم
گیو به جای صورت شینوبو کمر شینوبو رو گرفت و به خودش نزدیک کرد تا ببوستش بین صورتشون تقریبا هیچ فاصله ای نبود نفسای همو حس میکردن که ناگهان
ت."گیو ساننننننننن" درو باز کرد"
شینوبو گیو در حالی که پشماشون ریخته بود به تانجیرو نگاه میکردن
تانجیرو:🗿🗿🗿😐
درو بست رفت
گیو اهمیت نداد گفت : گفتم که نمی خوام وقت از دست بدم! و شینوبو رو بوسید لیلیلیلیلیلی 💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃💃
شینوبو هم همراهی کرد و دیگه از هم دور شدن ( چیه چه انتظاری داری 🗿)
خب دیگه برید حال کنید گزارش؟ نچ نچ
نظرتو بگیا!
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۰)

برید این بانو رو رو فالو کنید تا 800 تایی بشهههاز ارتاش که ن...

خب بچه ها دیگه میخوام گشا- عه چیز خستگی رو بزارم کنار پارت ب...

giyushino 🛐 🌊 🦋 me and giyu🤏

#رمان | #جرم_عشق | #پارت_دوم*شب*تانجیرو:: گیو سان آماده اید؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط