خیالت راحت ؛

خیالت راحت ؛
هم عادت می کنی ، هم فراموش ... 
یک روز ، در حالی به خودت می آیی که گوشه ے فراغتت لم داده اے و همینطور که به آهنگِ مورد علاقه ات گوش می کنی
و چاے می نوشی ؛ چشمت به دلخوشی هاے تازه اے می افتد که براے خودت ساخته اے !
و آن لحظه تازه می فهمی معناے عادت کردن ، پذیرفتن و ساختن را ...
وقتی به تمام نداشته ها ، عادت کرده اے
نشدنی ها را پذیرفته اے
و براے خودت ، دلخوشی هاے تازه ساخته اے ...

"نرگس صرافیان طوفان"
دیدگاه ها (۱)

حواسمون باشه...دل آدما...!!شیشه نیست که روی آن...!!ها کنیم.....

همه چیز بستگی به حال و هوای "دلت" دارداگر حال "دلت "خوب باشد...

بی‌خیال بابا! غصه‌ی چی را می‌خوری؟ که چرا رفاه و ثروت بیشتری...

شور عشق از پرده دل عاقبت بیرون فتاداین نمک تا چند پنهان در ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط