گاهی وقتها که دلش می گیرد.

گاهی وقتها که دلش می گیرد.
میخواهد به جایی برود تک و تنها وبا خودش حرف بزند و خودش را توجیه و آرام کند.
تمام بغض ها و سکوت و ناگفته هایش را با اشک بیان کند آخه دختر است و دل نازک..
گوشه ای خلوت و آرام، روی نیمکتی خالی وتنها..
شایدهم به دنبال دریایی آبی با ساحلی زیبا و ساکت که آرام جان ذهن درگیر وپریشانش شود و یا به دنبال جنگلی با بوی خوش گلهای خیس بارون خورده اش.
اینها آرامش دهنده ی روح و جان آدمی هستند.
براستی گاها چرا آدمها آنگونه که باید باشند نیستند نه تکیه گاهن مثل نیمکت خالی یا آرامش دهنده و بخشنده مثل روح سبز جنگل ویا سکوت دریا و امواجش..
اینها همان آدمهایی هستند که با احساسات دیگران
بازی می کنند و قلبی را برای همیشه نابود می کنند
و ستون های محکم باورهای آنها را سست کرده و بعد می روند..
اینها می آیند تا که در قلبها انقلاب احساسی ایجاد کنند
قلبی را ویران،و بنوعی ازهم می پاشند.
انقلابی که نتیجه اش جز
قلبهایی بی ستون وتهی و ویران نخواهد بود
دیدگاه ها (۳)

با ناراحتی گفت :همه به کسی که دوسش دارن میگن تو با بقیه فرق ...

آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند …و ر...

آمدی جانم به قربانتولی بمان ...ماندنت آنقدر شیرین است ؛که تم...

شـجاعـت میخواهدوفادار احساسے باشےڪــہ میدانے "شڪسـت میدهد رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط