یه طرف دیگه یه نفر از گشنگی مرد

یه طرف دیگه یه نفر از گشنگی مرد
یه طرف دیگه یه نفرم کشته می شد
یه طرف دیگه خورجین غم بود کلنگ
یه جا دیگه مرفین و رگ بود و سرنگ
نپرس تا غمامو خوابش کنم
بذار غم مرگ سید وچالش کنم
بذار خلوت کنم با خود خر نفهمم
دیدگاه ها (۱۷۲)

الان مرد جنگ تو خونه رو بالش زور خونه نهایتن توالته از قهوه ...

بهتر از پاکیه بی‌ احساسه، عشق یه فاحشه بعده بارتتاریکی‌ از ن...

نپرس چرا قول دادم مشتی چرا امیر بعد قرصا نخندید چرا با یه کا...

اینا رو به بچت بگو از قوله من کهزخم ماها جاش نبودروی کمر داس...

شرلوک*Sherlock part17(3)🌀✒️یه روز عادی سه‌شنبه بود. نور خاکس...

Part 17 — No Escape فلیکس هنوز به اون دختر خیره بود. زنده مو...

عاشقم باش part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط