مهره ها رو چید سربازم عقب تر میرود

مهره ها رو چید سربازم عقب تر میرود

روسـری سرکرده اما با گره ور می رود
عـاقـبـت هـم بـا تمـام بـاخت ها و بردها
شاه من با شاه تو روزی به محضر میرود
دیدگاه ها (۷)

بزرگی میگفتواسه لامپی که سوخته دعا نمیکنن ، عوضش میکنن...راب...

بزرگی میگفتواسه لامپی که سوخته دعا نمیکنن ، عوضش میکنن...راب...

دستخطی دارم از او بر دل خود یادگارعشق کاری کرد با قلبم که چا...

یه دونه دوست دارم چون یدونه ایدو تا دوست دارم چون دومیت وجود...

یه روزی می‌رسه که به عقب نگاه می‌کنی و می‌فهمی تمام سختی‌های...

تنهایی برای من یک اتفاق نیست؛ بخشی از زندگی‌ام شده است. هم‌ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط