نفس ميكشم نبودت را نيستي هواي بوي تنت راكرده ام ميداني پي
نفس ميكشم نبودت را
نيستي
هواي بوي تنت راكرده ام
ميداني
پيرهن جداييت بدجور به قامتم گشاد است؛
تو نيستي؛آسمان بي معنيست وباران؛
تونيستي؛
من خود را به هزارراه ميزنم
به هزاركوچه
به هزاردر
نكند يادآغوشت بيفتم؛
- ۲۶۹
- ۲۲ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط