حکایتِ بارانِ بی امان است

حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت می‌دارم...
#شمس_لنگرودی #ازدواج
دیدگاه ها (۱)

شیشه‌ی پنجره را باران شست؛از دل من اما چه کسی‌‌نقش تو را خوا...

چه می شود اگر زندگی ، زندگی باشد.ما آسان باشیم.آسمان ، وسیعآ...

همراهت می‌آیم تا آخر راهو هیچ نمی‌پرسم هرگزبا تو اول کجاست؟ب...

رنگ‌ها را تو به جهان بخشیده‌ایگر نبودی تو، بی‌گمانسیاه و سفی...

عاشقانه های شبنم

و این گونه حکایت جینکس تمام شد باورم نمیشه تموم شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط