رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم


پارت ۳۸


ارسلان، عزیزم چرا میپری به آدم

دیانا، به من نگو عزیزم تو اصلا حوصله منو نداری

ارسلان، قشنگه بزار من حرف بزنم

دیانا، نمیخوام برای بقیه وقت داری برای من نداری

ارسلان، عزیزم چته هان چته قربونت برم

دیانا، نمیخوام قربونم بری من حالم خوبه

ارسلان، قشنگم چیشده

دیانا، هیچیم نیست دست به سینه شدم رومو کردم سمت پنجره با یه اخم غلیظ

ارسلان، اونجوری اخم نکن
دیدگاه ها (۰)

رمان ملک قلبم پارت ۳۹دیانا، میکنم ارسلان، نفس ارسلان چیشده خ...

رمان ملک قلبم پارت ۴۰دیانا، آره خوبم ارسلان، گفتی دوسم دارید...

رمان ملک قلبم پارت ۳۷دیانا، میشه بریم رستورانارسلان، جان دیا...

پارت ۱۴ رمان ملک قلبم ارسلان، چرا گریه میکنی دیانا، گلوم خیل...

جیمین: ات، من اومدم... (بی‌حوصله)ات که روی مبل نشسته بود، سر...

𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌 𝑪𝒓𝒐𝒘𝒏 & 𝑻𝒉𝒆 𝑹𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒔𝒆Ⓟⓐⓡⓣ 3{ویو دوهی}با تمام سرعتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط