ازباغ می برندچراغانی ات کند تا کاج جشن های زمستانی ات کنن

ازباغ می برندچراغانی ات کند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند ، پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند ،  ای گل گمان مکن به شب جشن می روی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند ، یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار می برند که زندانی ات کنند ، یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست ازنقطه ای بترس که شیطانی ات کنند ،  آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند
دیدگاه ها (۷)

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

بسم الله الرحمن الرحیم زندگی با کنترل کردن زیبا نمی شود. هیچ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت سوم :قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ - مرگ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌حکایت شیطان و کهن‌ الگوهایش :روزی شی...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۶ صبح با صدای آرام ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

ازباغ ميبرند چراغانى ات کنند,تاکاج جشنهاى زمستانى ات کنند,پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط