شاداب چون بهاران

شاداب چون بهاران
زیباتراز ستاره
نمناک تر ز باران

وقتی ز ره رسیدی
تا دیدمت خرامان
همچون پری رمیدی

شادو سرمست بودی
ناگه چو یک پروانه
پرکشیدی پریدی

پژمرده بودم از غم
نمی رسیدی از ره
خزان مرده بودم

برمن شدی سرودی
تا لب گشودم یکجا
جان ودلم ربودی
دیدگاه ها (۱)

هنوز باران را، بی چتربرف را، بی دستکشو چای را، بی قند دوست د...

دل بریدن یعنییکی با احتیاط و نظمبی کم و کاستدلش را بِبُرد بب...

در خوابهایم هزار بار به آغوش کشیده ام توراهزار بار.‌‌..نفس ه...

می خواهم، تو را تجربه کنمزخم را، سرما را،که رفتن یعنی دریاآم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط