یادش بخیرچقد اصکل بودم=/!!

یادش بخیرچقد اصکل بودم=/!!
نیم ساعت دست به سینه مینشستم تا مبصر اسمم روجزءخوبها بنویسه'-'
بعدم معلم میومدبدون توجه به اسم ها تخته روپاک میکرد=//////💔
وچقداصکل تر بودم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستم=/💔👩‍🦯
هق"/😹🌿👩‍🦯


#ببعی_معتاد🍷
#ببعی_دم_پنبه_ای🌝🍭
#WiLdPrInCeSs
دیدگاه ها (۳۳)

میشع ناشناص بزارین!؟البته فقط ادمای خوشگل😐😹🤞https://harfeto....

بدون کپشن=/🍃🕸

مای لاو...~

مای لاو...~

"ا.ت"آروم اسم دختر رو صدا زد ولی جوابی نگرفت . به سمتش دوید ...

پارت ۷پرورشگاهorphanageجیمین:میخورمکوک:اخه میترسم جنا اذیتت ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۹۱چشماش خالي بود.. خالي از من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط