Beautiful vampire ♥️🍷Chapter2🧛
Beautiful vampire ♥️🍷Chapter2🧛
آنچه گذشت :
کوک ویو
من پشت در وایساده بودم
با شنیدن حرف های ات ناخودآگاه اشک توی چشم هام جمع شد
منم دلم میخواست بچه رو نگه داریم ارزوی همیشگیم پدر شدن بود ولی نمیتونستم اب شدن کسی که یه لحظه نباشه میمیرم رو جلوی چشم هام ببینم
رفتم پیش پدر تا با اون صحبت کنم و ازش کمک بگیرم
_میتونم بیام تو پدر؟
پدر: البته بیا تو
_پدر هیچ جوره نمیشه ات رو راضی کرد باید چیکار کنم؟نمیتونم حتی به از دست دادنش فکر کنم
پدر: راستش……
part 10
کوک ویو
پدر: راستش یه راهی هست که هر دو زنده بمونن
_واقعا؟ چه راهی؟
پدر:خب راهش اینه که از خون تغزیه کنه . درواقع گلوکز و چربی و بقیه اسید ها و ویتامین ها رو از طریق خوب وارد بدنش کنیم
_پدر زیر دیپلم توضیح میدی منم بفهمم؟
پدر: یعنی موار مغذی مورد نیاز بدنش رو از طریق خون تامین کنه به زبون ساده یعنی خون رو مثل اب بخوره تا بتونه تا به دنیا اومدن بچه زنده بمونه
_همچین چیزی امکان داره؟
پدر: اره ولی نمیدونم ات میتونه مزه اش رو تحمل کنه یا نه
_من باهاش صحبت میکنم ولی همه رو جمع کنید که به همه این خبر رو بدیم
پدر: باشه برو ما هم الان میایم
سریع پیش ات رفتم تا بهش بگم که پدر با مادر و جونگ هی و بقیه اومدن
+چی شده؟
_ات میخوام یه چیزی بگم
+بگو
_خب درواقع پدر یه پیشنهادی داره که میشه هر دوتای شما زنده بمونید ولی یکم چیزه……
+ یکم چیه؟
_پدر خودت توضیح میدی؟
پدر:خب ببین یه راهی وجود داره ولی درصد موفقیتش اونقدر زیاد نیست
+ من برای بچه هر کاری میکنم میشه بگید اون راه چیه؟
(بابای کوک براشون همه چیز رو توضیح میده)
+ من اصلا مشکلی با این موضوع ندارم . حاضرم هر راهی رو امتحان کنم
پدر: ببین ات این راه فقط تا زمانی که قدرتش بیشتر نشده امکان پذیره
_اگه قدرتش بیشتر بشه چی میشه؟
پدر: اون موقع شروع به ضعیف تر کردن ات میکنه و اون موقع فقط ۲ راه برامون میمونه
+ اون ۲ راه چی هست؟
پدر: یا باید تبدیل بشی یا باید بچه رو سقط کنی
+ من حاضرم برای زنده موندن بچه هر کاری کنم
چند روز بعد
ات ویو
چند روزی گذشته بود و دیگه خوردن خون برام سخت نبود
حس میکنم داره جواب میده
روی مبل دراز کشیدم و با تصور چایی تلخ و بد مزه ، لیوانِ روی میز رو برداشتم و که یکم از مواد داخلش رو بخورم ولی یهویی درد وحشتناکی رو توی بدنم احساس کردم و با صدای داد و فریادم همه رو دور خودم جمع کردم
پدر دستگاه عکس برداری رو روشن کرد
پدر: ات متاسفم ، ولی دنده هات ترک برداشته
+ شکسته؟
پدر: نه نشکسته فقط ترک برداشته
_البته فعلا(با تعنه و کنایه)
+ کوک( با حالت اعتراض)
_من نمیتونم ساکت بشینم و هیچ کاری نکنم ……. پدر چیزی که به من گفتی رو بهش بگو
+ پدر بهم بگو
پدر: خب ات در واقع یک شرایطی وجود داره که حتی زهر هم روت اثر نمیکنه…….. در واقع جنین با بدن تو سازگار نیست
+ تا جایی که بتونم تحملش میکنم
_چرا نمیخوای منطقی فکر کنی؟زنده نمیمونی
+اما……..
_پدر امکانش هست چند دقیقه تنهامون بذاری لطفا
پدر: البته راحت باشید
پدر از اتاق رفت بیرون . کوک به شدت عصبانی بود . تا الان اینجوری ندیده بودمش………
آنچه گذشت :
کوک ویو
من پشت در وایساده بودم
با شنیدن حرف های ات ناخودآگاه اشک توی چشم هام جمع شد
منم دلم میخواست بچه رو نگه داریم ارزوی همیشگیم پدر شدن بود ولی نمیتونستم اب شدن کسی که یه لحظه نباشه میمیرم رو جلوی چشم هام ببینم
رفتم پیش پدر تا با اون صحبت کنم و ازش کمک بگیرم
_میتونم بیام تو پدر؟
پدر: البته بیا تو
_پدر هیچ جوره نمیشه ات رو راضی کرد باید چیکار کنم؟نمیتونم حتی به از دست دادنش فکر کنم
پدر: راستش……
part 10
کوک ویو
پدر: راستش یه راهی هست که هر دو زنده بمونن
_واقعا؟ چه راهی؟
پدر:خب راهش اینه که از خون تغزیه کنه . درواقع گلوکز و چربی و بقیه اسید ها و ویتامین ها رو از طریق خوب وارد بدنش کنیم
_پدر زیر دیپلم توضیح میدی منم بفهمم؟
پدر: یعنی موار مغذی مورد نیاز بدنش رو از طریق خون تامین کنه به زبون ساده یعنی خون رو مثل اب بخوره تا بتونه تا به دنیا اومدن بچه زنده بمونه
_همچین چیزی امکان داره؟
پدر: اره ولی نمیدونم ات میتونه مزه اش رو تحمل کنه یا نه
_من باهاش صحبت میکنم ولی همه رو جمع کنید که به همه این خبر رو بدیم
پدر: باشه برو ما هم الان میایم
سریع پیش ات رفتم تا بهش بگم که پدر با مادر و جونگ هی و بقیه اومدن
+چی شده؟
_ات میخوام یه چیزی بگم
+بگو
_خب درواقع پدر یه پیشنهادی داره که میشه هر دوتای شما زنده بمونید ولی یکم چیزه……
+ یکم چیه؟
_پدر خودت توضیح میدی؟
پدر:خب ببین یه راهی وجود داره ولی درصد موفقیتش اونقدر زیاد نیست
+ من برای بچه هر کاری میکنم میشه بگید اون راه چیه؟
(بابای کوک براشون همه چیز رو توضیح میده)
+ من اصلا مشکلی با این موضوع ندارم . حاضرم هر راهی رو امتحان کنم
پدر: ببین ات این راه فقط تا زمانی که قدرتش بیشتر نشده امکان پذیره
_اگه قدرتش بیشتر بشه چی میشه؟
پدر: اون موقع شروع به ضعیف تر کردن ات میکنه و اون موقع فقط ۲ راه برامون میمونه
+ اون ۲ راه چی هست؟
پدر: یا باید تبدیل بشی یا باید بچه رو سقط کنی
+ من حاضرم برای زنده موندن بچه هر کاری کنم
چند روز بعد
ات ویو
چند روزی گذشته بود و دیگه خوردن خون برام سخت نبود
حس میکنم داره جواب میده
روی مبل دراز کشیدم و با تصور چایی تلخ و بد مزه ، لیوانِ روی میز رو برداشتم و که یکم از مواد داخلش رو بخورم ولی یهویی درد وحشتناکی رو توی بدنم احساس کردم و با صدای داد و فریادم همه رو دور خودم جمع کردم
پدر دستگاه عکس برداری رو روشن کرد
پدر: ات متاسفم ، ولی دنده هات ترک برداشته
+ شکسته؟
پدر: نه نشکسته فقط ترک برداشته
_البته فعلا(با تعنه و کنایه)
+ کوک( با حالت اعتراض)
_من نمیتونم ساکت بشینم و هیچ کاری نکنم ……. پدر چیزی که به من گفتی رو بهش بگو
+ پدر بهم بگو
پدر: خب ات در واقع یک شرایطی وجود داره که حتی زهر هم روت اثر نمیکنه…….. در واقع جنین با بدن تو سازگار نیست
+ تا جایی که بتونم تحملش میکنم
_چرا نمیخوای منطقی فکر کنی؟زنده نمیمونی
+اما……..
_پدر امکانش هست چند دقیقه تنهامون بذاری لطفا
پدر: البته راحت باشید
پدر از اتاق رفت بیرون . کوک به شدت عصبانی بود . تا الان اینجوری ندیده بودمش………
- ۸۴
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط