از چيزى حرف مى‌زد كه حرفش نبود.

از چيزى حرف مى‌زد كه حرفش نبود.
به چيزى مى‌خنديد كه در خلوت
به گريه‌اش انداخته بود.
او با كسى بود كه دوستش نداشت و صورت كسى را پشت چشمانش داشت كه انكارش مى‌كرد.
او از آنچه نبود نقابى ساخته بود و آنچه را كه بود پشتش پنهان كرده بود...

#LeeWonHo#MONSTAX
دیدگاه ها (۳)

آزادی به این معنا نیست که هر کاری دلت می‌خواهد انجام دهی؛بلک...

مایوس نباش من امیدم را در یاس یافتممهتابم را در شب عشقم را د...

#ParkJinYoung#GOT7

#KimJongDae#EXO

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁷⁴..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨صدایِ قدم هایشان در راهرو های...

#تکبر.یا.عشق.#پارت6-----------------------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط